السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

286

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

قرآن بوده و به وسيلهء تحريف از بين رفته است بلكه نظريه صحيح و نزديك به حقيقت در اين مورد اين است كه آن اضافات موجود در آن قرآن يا تفسير آيات است ، به عنوان تأويل و بيان آن چه برگشت كلام خدا بر آن است و يا شرح و توضيح آيات است به عنوان تنزيل از طرف خداوند . توضيح : اين شبهه و پندار بىاساس از آنجا سرچشمه گرفته است كه لفظ « تأويل » و « تنزيل » را به همان معناهايى كه در اصطلاح متأخرين جديدا پيدا شده پنداشته‌اند و خيال كرده‌اند كه « تنزيل » تنها آن را مىگويند كه به صورت قرآن نازل گردد و « تأويل » تنها به آن مىگويند كه به عنوان بيان و شرح معناى لفظى گفته شود . ولى بايد توجه داشت كه اين دو معنى دربارهء اين دو لفظ از اصطلاحات جديد است و در لغت از اين دو معنى هيچ اثرى وجود ندارد ، اين است كه ما به هيچ وجه مجبور نيستيم كه اين دو لفظ را در هر موردى كه از روايات اهل بيت وارد شده است ، به همان دو معناى جديد و اصطلاحى بگيريم بلكه كلمهء « تأويل » مصدر است ، از باب « تفعيل » و از ريشهء « أول » كه به معناى رجوع كردن و گرداندن مىباشد ، گرفته شده است . چنان كه مىگويند « اوّل الحكم الى اهله » يعنى حكم را به اهلش برگردانيد و گاهى هم كلمهء « تأويل » به معناى نتيجه و عاقبت يك امر و آن چه كه برگشت كار به آن خواهد بود ، استعمال مىشود ، چنان كه در آيات ذيل به همين معنى آمده است كه خداوند مىفرمايد : ( 1 ) - وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ . « 1 » نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ . « 2 » هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ . « 3 » ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً . « 4 » در همهء اين آيات و آيات ديگرى مانند اين‌ها ، كلمهء « تأويل » در همان معناى « نتيجه » و « عاقبت كار » استعمال شده است .

--> ( 1 ) يوسف / 6 . ( 2 ) يوسف / 36 . ( 3 ) يوسف / 100 . ( 4 ) كهف / 82 .